آدم است دیگر...
چهارشنبه 9 فروردین ماه سال 1391 ساعت 13:08
|
"آدم اســـت دیگر... گاهی دلـــش میخواهد کسی مـــوهایش را نوازش کند ،
بوســه بر گونه اش بزند و آروم زیر نرمــه گوشش بگوید :دوســـتـت
دارم." |
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان |
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
|
"آدم اســـت دیگر... گاهی دلـــش میخواهد کسی مـــوهایش را نوازش کند ،
بوســه بر گونه اش بزند و آروم زیر نرمــه گوشش بگوید :دوســـتـت
دارم." |
هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی، احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر میشود!
گاهی دلت از زنانگی می گیرد
میخواهی کودک باشی
دختر بچه ای که
به هر بهانه ای به آغوشی پناه می برد
و آسوده اشک می ریزد
زن که باشی
باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی.....
آدمى پرنده نیست ،
تا به هر کران که پر کشد ، براى او وطن شود ...
سرنوشتِ برگ دارد آدمى .
برگ وقتى از بلندِ شاخه اش جدا شود ،
پایمال عابران کوچهها شود ...
باز هم محرم آمد...
التماس دعا دارم از همه...
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.
هفتم آبانماه روز جهانی کوروش بود... کی یادش بود؟
روز جهانی کوروش ...
هفتم آبان ماه ، بیست و نهم اکتبر روز جهانی کوروش (سایرس دی) نام
گذاری شده است که از دیرباز پارسیان و سایر دوستداران حقوق بشر و هواداران
اداره جهانی بر پایه صلح و دوستی و انسانیت آن را گرامی می دارند .
این روز به مناسبت تکمیل تصرف امپراتوری بابل به دست ارتش ایران (29
اکتبر سال 539 پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در دنیای باستان برقرار
شده است . 2548 سال پیش در همین ماه اعلامیه تاریخی کوروش بزرگ در زمینه
حقوق افراد و ملل انتشار یافت که نخستین سنگ بنای یک دولت مشترک المنافع
جهانی و هر سازمان بین المللی بشمار می آید. حقوق انسان از دیدگاه کوروش
همان زمان مکتوب شده است که موجود است و استوانه کوروش نامیده می شود.
این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱
میلادی، سازمان ملل آنرا به بسیاری از زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.
نمونهٔ بدلی این استوانه، در مقر اصلی سازمان ملل، در شهر نیویورک نگهداری
میشود.
برای دانستن بیشتر درمورد کوروش بزرگ می توانید سری به صفحه ی ویکی
پدیا در این مورد بزنید...
برای خواندن متن منشور کوروش هم می توانید به اینجا سری بزنید :
http://ghiasabadi.com/manshur.html
راستی اگر شما هم می خواستید به مناسبت این روز بزرگ و خاطره ی زیبا به
دیدار این منشور جهانی بروید یادتان باشد با آنکه فقط امسال منشور کوروش
در میان ایرانیان است ، موزه ملی ایران در ششم و هفتم آبان ماه تعطیل است
!!
لطفا
برای سلامتی همه بیماران دعا کنید...
خصوصا برای مادر من که همه دنیای منه...
|
این متن نوشته خانم " بلقیس سلیمانی" یکی از نویسندگان معاصر است
من کی هستم؟!
من« دوشیزه مکرمه» هستم وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود.
من «مرحومه مغفوره» هستم وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام و احتمالاً هیچ خوابی نمی بینم .
============ ========= ========= =
من «والده مکرمه» هستم وقتی اعضای هیات مدیره شرکت پسرم برای خودشیرینی 20 آگهی تسلیت در 20 روزنامه معتبر چاپ می کنند ..
============ ========= ========= ===
من «همسری مهربان و مادری فداکار» هستم، وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش البته تا چهلم- آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند
============ ========= ========= === من «زوجه» هستم، وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضی دادگاه خانواده قبول می کند به من و دختر شش ساله ام ماهیانه فقط بیست و پنج هزار تومان ، بدهد
============ ========= ========= ===
من «سرپرست خانوار» هستم، وقتی شوهرم چهار سال پیش با کامیون قراضه اش از گردنه حیران رد نشد و برای همیشه در ته دره خوابید.
من «خوشگله» هستم، وقتی پسرهای جوان محله زیر تیر چراغ برق وقت شان را بیهوده می گذرانند.
من «مجید» هستم، وقتی در ایستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد می ایستد و شوهرم مرا از پیاده رو مقابل صدا می زند.
من «ضعیفه» هستم، وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگیرند..
من «بی بی» هستم، وقتی تبدیل به یک شیء آرکائیک می شوم و نوه و نتیجه هایم تیک تیک از من عکس می گیرند.
من «مامی» هستم، وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازی می کند..
من «مادر» هستم، وقتی مورد شماتت همسرم قرار می گیرم چون آن روز به یک مهمانی زنانه رفته بودم و غذای بچه ها را درست نکرده بودم.
من «زنیکه» هستم، وقتی مرد همسایه، تذکرم را در خصوص درست گذاشت ماشینش در پارکینگ می شنود.
من «مامانی» هستم، وقتی بچه هایم خرم می کنند تا خلاف هایشان را به پدرشان نگویم.
من «ننه» هستم، وقتی شلیته می پوشم و چارقدم را با سنجاق زیر گلویم محکم می کنم و نوه ام خجالت می کشد به دوستانش بگوید من مادربزرگش هستم... به آنها می گوید من خدمتکار پیر مادرش هستم.
من «یک کدبانوی تمام عیار» هستم، وقتی شوهرم آروغ های بودار می زند و کمربندش را روی شکم برآمده اش جابه جا می کند.
من «بانو» هستم، وقتی از مرز پنجاه سالگی گذشته ام و هیچ مردی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف بکند.
من در ماه اول عروسی ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمی ، عزیزم،عشق من، پیشی، قشنگم، عسلم، ویتامین و...» هستم.
من در فریادهای شبانه شوهرم، وقتی دیر به خانه می آید، چند تار موی زنانه روی یقه کتش است و دهانش بوی سگ مرده می دهد، «سلیطه» هستم.
من در محاوره ی دیرپای این کهن بوم ؛ «دلیله محتاله، نفس محیله مکاره،مار، ابلیس، شجره مثمره، اثیری، لکاته و....» هستم.
دامادم به من «وروره جادو» می گوید.
حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفی صدا می زند.
من «مادر فولادزره» هستم، وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم.
مادرم مرا به خان روستا «کنیز» شما معرفی می کند...
لعنت بر این فرهنگ نامرد |
سی ام شهریور ماه، 21 سپتامبر... روز جهانی گفت و گوی تمدن ها...
سازمان ملل از سال 2001 روز 21 سپتامبر به عنوان روز جهانی صلح انتخاب گردید. ... سی ام شهریورماه سال 1377، یادآور روزی پرافتخار برای مردمان ایران زمین است...
روزی که رئیسجمهور محبوب ایران باسخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد «گفت وگوی تمدن ها» را مقابل «برخورد تمدن ها» مطرح کرد. پیشنهادی که با استقبال گسترده در خارج از کشور روبه رو شد و استقبال از پیشنهاد رئیس جمهور سابق نه تنها هجمه سیاسی علیه ایران را تعدیل کرد و مراودات سیاسی گسترده با دیگر کشورها را به دنبال داشت بلکه سال 2001 میلادی با عنوان «گفت وگوی تمدن ها» نامگذاری شد.پس از آن نیز سید محمد خاتی با دریافت جوایز متعدد توانست ایران عزیز را کشوری صلح طلب در جامعه جهانی معرفی کند.